أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

210

قانون ( فارسى )

مراره خوب است . با شير دوشيده حقنه كنند قرحه‌هاى زهدان را علاج مىنمايد . شير بز از قرحهء آبدان مفيد است . شير زيان جماع را جبران مىكند و شهوت‌انگيز است . هر شير و حتى شير ترش و ( ماست ) « 1 » كه تر و بادزاست آرزوى جماع را زياد كند . شير بادكن روده است . و هر شيرى كه پرمايه باشد و بويژه آغوز كه بسيار پرمايه است قولنج را برانگيزاند و سنگ پديد آرد . بسيار اتفاق افتد كه شير شكم را نرم كند ( ملين ) . و در اين زمينه اولا شير ماديان و شير شتر و شير ماچه‌خر و در درجهء دوم شير گاو و در درجهء سوم شير بز اين تأثير را دارند . هر شيرى كه مواد آبكىاش كم باشد و زياد خورند كه هضم نشود و نمك همراهش كنند مسهل مىشود . آب پنير هم كه با نمك باشد مسهل است . شير جوشيده يا شيرى كه بوسيلهء سنگ يا آهن سرخ شده در آتش گرم كنند حتما قبض است و شكم را بند آورد . شير در علاج پوسته انداختن ( سحج ) مفيد است . شير ترش و پخته اسهال زردابى و خونريزى را بند آرد . شير شتر داروى بواسير است . آماسهاى اطراف پيزى ، قرحه‌هاى پيزى ، ورمهاى زهار ، قرحه‌هاى زهار را اگر با شير بيندايند درد را تسكين مىدهد . تبها : شير نودوشيده از بز يا ماچه‌خر براى بيمارى ( دق ) نافع است . شير ترش اگر به خوبى چربيش را بگيرند و بىچربى بماند اكثرا تب دق را قطع كند . اما بايد در حالتى باشد كه با اشتها آن را بخورند . انواع شير پرمايه ( غليظ ) اكثرا سبب تب مىشوند و تب‌دار بايد از آن پرهيز كند . زهرها : كسى كه سم خورده . كسى كه از اژدهاى دريايى مسموم شده . كسى كه از اثر شوكران و بنگ حالت تسمم بوى روى داده و بويژه كسى كه از آلاكلنگ و ساس و خربق و تاج الملوك و ببركش ( خانق النمر ) و ساير داروهاى خورنده و گنداننده مسموم شده است شير بنوشد . كسانى كه مست بنگ كشيدن هستند شير بنوشند عقل به سرشان مىآيد . لحم ( گوشت ) : انواع گوشت به ترتيب اولويت : 1 - گوشت گوسفند كه نوعى تندى لطيف دارد . 2 - بز جوان و گوساله و تا كم‌سن‌تر باشد زودهضم‌تر است و غذاى لطيف‌تر دهد . 3 - بزغاله كمتر از بره زوائد ( فضول ) دارد . 4 - گوشت هر شيرخوارى كه شير خوب خورد خوب است . اما اگر شير بد خورد خوب نيست . 5 - گوشت گوسفند پير و گوسفند لاغر خوب نيست - گوشت حيوان رنگ سياه از گوشت حيوان سفيدرنگ سبك‌تر و خوشمزه‌تر است . گوشت حيوان نر و گوشت نرمهء جداشده از گوشت بسيار چرب و سفيد از گوشت ديگر سبك‌تر است . گوشت يكساله‌ها ، گوشت گوسفند كم‌سن كم‌غذاتر است و در معده بالا آيد . بهترين و گواراترين گوشت در ميانهء استخوانها است . گوشت طرف راست سبك‌تر و بهتر از گوشت طرف چپ است . وسط ماهيچه بىعيب‌ترين گوشت است . گوشت سست كه پى در آن نيست

--> ( 1 ) - در جايى فرمايد « لبن رائب » يعنى بندآمده كه « رائب » در عربى ماست است . و در جاى ديگر اسم : « لبن حامض » ( شير ترش ) به كار مىبرد . در تحفهء حكيم شير ترش به معنى ماست است . روسها هم ماست را شير ترش - كيسلى ملكوى - گويند . و چنان كه مىبينيم كلمهء ماست هم ذكر شده كه اصلا عربى نيست و هيچ عربى نشنيده است . ( ه ) .